محمد معصوم البكري ( نامى )

315

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

شعبان ، تاريخ وفات اوست . مدت ايالت شاه بيگ پانزده سال بود « 1 » . از آنجائي كه مير معصوم در ثبت تواريخ و سنين خيلى نامواظب و نادرست بوده است ، ما بايد كه سنه 930 را اختيار كنيم ، اگر چه اينهم از اشكال خالى نيست « 2 » . ص 141 ، س 19 : حكومت ميرزا شاه حسين : در تمام بابر نامه و تاريخ رشيدى اسم اين حاكم « شاه حسن » آمده . طبقات اكبرى و تاريخ فرشته « شاه حسين » دارد ، و مير معصوم بعضى جاها « شاه حسن » و بعضى جاها « شاه حسين » نوشته . ما بايد كه بر حسب بابر نامه « شاه حسن » را ترجيح دهيم . ص 144 ، س 2 : به گجرات رفت : مرآة سكندرى ( ترجمه انگليسى ، ص 162 ) و طبقات اكبرى ( ج 3 ، ص 211 ) و ظفر الواله بمظفر و آله ( ص 138 ) همه اتفاق دارند كه جام فيروز از غلبه ارغونيان ناچار شده در اواسط سنه 935 ه التجا بسلطان بهادر بن مظفر گجراتى ( 932 - 943 ) آورد ، و سلطان تفقد احوال جام فيروز نموده دوازده لك تنكه به جهت خرچ ذات او مقرر فرمود و وعده نمود كه إن شاء تعالى ملك موروثى ترا از مغلان خلاص كرده به تو خواهم داد . و در سنه 939 ه جام فيروز بنت خود را بسلطان بهادر داد و به اين وصلت طمع او در تسخير سند قوى گشت ، فاما بسبب نهضت همايون بادشه به طرف گجرات سلطان را ميّسر نشد كه متوجه حال جام فيروز بشود ( ظفر الواله ، ص 138 ) . جام فيروز در سنه 942 ه وقتى كه سلطان بهادر از همايون پادشاه شكست خورد بدست لشكريان گرفتار شده بقتل رسيد ( طبقات اكبرى ، ج 2 ، ص 35 ) . ص 144 ، س 19 : در اوايل سنه ثمان و عشرين و تسعمايه الخ : مير معصوم

--> ( 1 ) يعنى از سنه 913 ه ( سال وفات مير ذوالنون ) تا سنه 928 . ( 2 ) مثلا بيگلارنامه ( ص 29 ) دارد كه « نواب شاه بيگ مدت يك سال در سند ملكرانى نمود » يعنى در اوايل سال 928 ه درگذشت . و اللّه اعلم بالصواب .